تالابها به عنوان اکوسیستم‌های حاصلخیز و غنی و منحصر بفرد می‌توانند دربرنامه‌های راهبردی اقتصادی ـ اجتماعی نقشی تعیین‌کننده داشته باشند. این مفهوم در تقابل و تضاد با تصور سنتی و مرسوم از آنها قرار دارد.تصور رایج از تالابها هنوز هم آنها را اراضی خیس یا آبی با حاشیه‌های لجنی و دور از دسترس و کانونی برای نشو و نمای حشرات و شیوع بیماریهایی نظیر مالاریا می‌داند که اغلب با واژه‌های «مرداب» و یا «باتلاق» ، تعریف می‌شود. بدیهی است آگاهیهای علمی از تالابها از نظر مکانیسم‌های درونی و کارکرد‌های غیر ملموس یا آشکار فقط در سطح بوروکراتیک ارتقاء یافته و در سطوح عام و خاص یعنی مردم و تصمیم‌گیران هنوز هم مفهوم سنتی چیره است. بهمین دلیل‌رهایی از دست این اراضی از طریق زهکشی و تبدیل آنها به اراضی زراعی نه تنها نخستین هدف جوامع روستایی و نهاد‌های دولتی است بلکه در الگوهای رایج توسعه اقتصادی و تصمیم‌گیران سیاسی بعنوان نوعی توسعه تلقی می‌شود. روندی که تا به امروز ادامه داشته و تأثیرات مفاهیم جدید حفاظت نظیر«تنوع زیستی» و توسعه پایدار کمتر توانسته‌اند رویکرد‌های سنتی را تغییر دهند. نابودی تالابها مختص کشور‌های در حال رشد نیست و در کشور‌های صنعتی نیز گسترش کشاورزی با اتکاء به نابودی تالابها صورت گرفته است. از این نظر هر دو گروه از کشور‌های توسعه یافته و در حال توسعه جهان دارای ویژگی مشترکی هستند. امریکا 87 میلیون هکتار از تالابهای خود را از زمان استعمار تاکنون از دست داده است و بقیه تالابهای باقیمانده نیز بشدت در معرض پیامد‌های توسعه صنعتی قرار دارند. در حالی که قانون« آب پاک» آمریکا امروزه ناظر برلایروبی، خاکریزی و پرکردن تالابها است و ضرورت ساماندهی آنها را مد نظر قرار داده است ولی به نظر می‌رسد برای جبرانت فرصتهای از دست رفته کمی دیر شده است. در ابتکارات جدید تدوین قوانین در بخشی از اصل «امنیت غذایی، سال 1985 زهکشی تالابها محدود شده و مورد حمایت دولت قرار ندارد. هر گونه مساعدت دولتی برای تبدیل تالابها بر خلاف سالهای گذشته ممنوع شده است. فعالیتهای سازمان‌هایی نظیرIWRB , IUCN , WWF و بویژه سازمانهای NGO در ارتقاء سطح آگاهی‌ مردم و کشور‌ها برای اقدامات هماهنگ جهانی برای حفاظت و مدیریت آخرین بازماندده تالابها در سالهای اخیر بسیار مؤثر بوده است. اصطلاح تالاب برای مردم مختلف معانی متفاوتی دارد. در حقیقت نزدیک به 50 تعریف از تالاب امروز مورد استفاده قرار می‌گیرد (Dugan 199.) این تعاریف را می‌توان در دو گروه اصلی قرار داد. تعاریف باز و گسترده تعاریف بسته و محدود تعریف کنوانسیون رامسر از جمله تعاریف باز و گسترده است. کاربرد این تعریف که در زیر شرح داده می‌شود بدلیل مزیتهایی که دارد در همه کشور‌های جهان مورد پذیرش قرار گرفته است. «مناطق مردابی ، آبگیر، توربزار (پیت‌زار)، آبی بصورت طبیعی ، مصنوعی، دائم یا موقت با آب ساکن ، جاری شیرین، لب شور یا شور مشتمل بر آن دسته از آبهای دریایی که عمق آب در کشند پایین از 6 متر تجاوز نکند ». این تعریف کفه‌های صخره‌‌ای ، بستر‌های علفی دریائی در مناطق ساحلی، کفه‌های گلی، مانگروها ، مصبها ، رودخانه‌ها ، آبهای شیرین، باتلاقهای جنگلی و مشجر، دریاچه‌ها، مردابها و دریاچه‌های شور را در بر می‌گیرد. در تعریف بسته و محدود عمدتاً تالابها بعنوان اکوتون تلقی می‌شوند. اکوتونها مناطق گذرگاهی بین دو یا چند جامعه متمایز یا محیط زیست آبی و خشکی بشمار می‌آیند که غرقابی شدن خاک باعث بوجود آمدن پوشش گیاهی ویژه‌ای می‌شود. (cowardin at al 1979, IBPin worthingtan 1976, Deny 1985) کاربرد این تعریف در عمل با مشکل مواجه می‌شود . زیرا از این تعریف این گونه استنباط می‌شود که تالاب تنها بخش یا بخشهایی از محیط آبی را در بر می‌گیرد. در حالی که بیشتر تالابها، مناطقی با پوشش گیاهی بن در آب را که از آبهای آزاد نیزکاملاً متمایزند شامل می‌شوند. بهمین دلیل در سیستم‌های دریاچه‌ای . مناطق لیتورال یا ساحلی که دارای پوشش گیاهی بن در آب هستند، بعنوان تالاب محسوب می‌شوند در حالی که بخش اصلی پیکره‌آب باز دریاچه جزو تالاب بشمار نمی‌آید. از آنجا که زون ساحلی با پیکره آب باز ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و یک سیستم یکپارچه بحساب می‌آیند از نظر مدیریت ممکن است برای جدا کردن آنها در عمل مشکلاتی بروز کند. در حالی که پذیرش تعریف باز و گسترده تالاب از نظر حفاظت و مدیریت دارای مزیتهای بسیار روشنی است که می‌توان برقرار زیر عنوان نمود:‌ از آنجا که واحد اساسی طرح‌ریزی کاربری زمین باید در سطح حوزه آبخیز ، بعنوان مثال کل حوزه آبریزیک رودخانه باشد. در این گسترده هر عاملی که در بخش‌های بالا دست حوزه ایجاد اختلال کند به پایاب رودخانه در پایین دست حوزه تأثیر خواهد داشت. زیرا کل حوزه از بالا تا پائین بوسیله جریان آب رودخانه بیکدیگر متصل هستند. این ارتباط هیدرولوژیکی باید در تعریف تالاب بحساب آید و تنها در تعریف باز چنین امکانی هست. در نظر گرفتن این ارتباط باعث می‌شود که مدیریت مطلوب تمام منابع آبی موجود در کل حوزه بخوبی تضمینشود. نباید فراموش کرد که این نوع مدیریت باید بخشهای خشکی را نیز مد نظر قرار دهد. بنابراین تالاب نیاز به دانشی دارد که همه منابع‌آبی ( دریاچه‌ها،‌مردابها، رودخانه‌ها، تالابهای انسان ساخته ) حوزه آبریز را بطور یکپارچه مورد مطالعه قرار دهد و ارتباط بین تالابها و اراضی پیرامونی آنها را مد نظر قرار دهد. این دانش باید بتواند بطور مؤثری استراتژی مدیریت خردمندانه‌ را در سطح حوزه هدایت کند. مدیریت خردمندانه اغلب با مفاهیم دیگری نظیر استفاده خردمندانه، بهره‌برداری پایدار و خصوصیات طبیعی اکوسیستم مرتبط است. این مفاهیم در سومین همایش کشور‌های عضو کنوانسیون رامسر در رژینای کانادا در سال 1987 ( توصیه 3-3-c ) به ترتیب زیر تعریف و مورد پذیرش قرار گرفته است ( برگرفته از 1994 (Divis : (‌برای اطلاع بیشتر به پیوستها رجوع شود). استفاده خردمندانه از تالابها عباتست از بهره‌برداری پایدار از آنها برای نوع بشر بشیوه‌ای که خصوصیات طبیعی اکوسیستم برای همیشه حفظ و تضمین گردد. بهره‌برداری پایداری از تالابها عبارتست از استفاده انسان به گونه‌ای که حداکثر فلواید مستمر برای نسل حاضر بدون اینکه پتانسیل منابع برای برآورد نیاز‌های مادی و معنوی نسل آتی کاهش یابد تضمین گردد. خصوصیات طبیعی اکوسیستم عبارت است از خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی و بیولوژیکی اجزاء تشکیل‌ دهنده اکوسیستم نظیر خاک، آب ، گیاهان ،‌جانوران ، عناصر غذایی و روابط متقابل بین آنها. طبقه‌بندی انواع تالابها با توجه به تعریف تالاب طبقه‌بندیهای مختلفی از تالابها صورت گرفته است که می‌توان برخی از آنها را بقرار زیر ذکر کرد: ـ طبقه‌بندی کواردین (1979) Cowardine etal ـ طبقه‌بندی لارسون (1989)Larson et al ـ طبقه بندی اسکات (1989)Scot etal ـ طبقه بندی دوگان(1990)Dugan طبقه‌بندی کنوانسیون رامسر از تالابها باید با تعریف تالاب در این کنوانسیون همخوانی داشته باشد. دوگان انواع تالابها را مطابق با تعریف کنوانسیون از تالابها مطابق جدول (1) برای IUCN طبقه‌بندی کرده است. این طبقه‌بندی می‌تواند برای هر کشور با تغییر و اصلاح مورد استفاده قرار گیرد. تطبیق اسامی رایج محلی برای تیپ‌های مختلف تالابها می‌تواند طبقه‌بندی را برای هر استفاده‌کننده مطلوبتر کند. بهمین ترتیب تیپ‌های یونیک تالابی که منحصراً در هر کشور دیده می‌شود می‌تواند به این طبقه‌بندی اضافه شود. برای اینکه کنوانسیون بتواند مشخصات و تیپ‌ تالابها را در بانک اطلاعاتی خود ثبت نماید هر یک از تالابها را با کدی مشخص کرده است. برای این منظور در سال 1996 اسکات فریزیر همه تالابها را بصورت جدول (1) کدبندی نموده است تا طبقه‌بندی بتواند کاربرد آسانتری پیدا کند. موقعیت انواع تالابها در فهرست کنوانسیون رامسر تالابها همان ‌گونه که ذکر شد طیف وسیعی از زیستگاههای آبی را بخود اختصاص می‌دهند که در راهنمای طبقه‌بندی تیپ‌های تالابی ارائه شده‌اند. این تیپها را می‌تواند بصورت یکپارچه مطابق تصویر (1) نشان داد. تالابهای تحت پوشش کنواسیون رامسر از نطر منشاء به 5 طبقه زیر قابل تفکیک هستد: دریاچه‌ای Lacustrine -1 رودخانه‌ای Riverine-2 مردابی Palustrine-3 دریای Marine-4 مصبی Estuarine -5 طبقه‌بندی تالابها (1990-IUCN) آبهای شور دریائی (Marine) 1-1-1-زیرکشندی i)آبهای دائمی فاقد پوشش گیاهی با عمق کمتر از 6 متر در کشند پائین مشتمل بر خلیج‌های دریائی و تنگه‌ها ii) رویشهای گیاهی آبی زیر کشندی مشتمل بر بستر‌های کلب، علفهای دریائی، رویشهای تروپیکال دریائی iii) آبسنگهای دریائی 2-1-1- بین کشندی i)سواحل صخره‌ای دریائی از جمله صخره و پرتگاههای صخره‌ای ii) سواحل با سنگهای متحرک و جابجا شونده و قلوه‌ سنگی iii) کفه‌های نمکی ، ماسه‌ای یا گلی بدون پوشش گیاهی و جابجا شونده بین کشندی iv) گستره‌های رسوبی مشجر بین کشندی نظیر جنگلهای مانگرو و مردابهای شور در سواحل پناه‌دار 2-1-مصبی (Estuarine) 1-2-1- زیرکشندی i)آبهای مصبی، آبیهای دائمی مصبها و سیستمهای مصبی دلتا 2-2-1- بین کشندی i)کفه‌های ماسه‌ای، نمکی یا گلی با پوشش گیاهی محدود ii)مردابهای بین کشندی مانند مردابهای نمکی، رویشهای شوره‌زاری، مردابهای نمکی برآمده، مردابهای کشندی شیرین و لب شور. iii)تالابهای جنگلی بین کشندی مانند باتلاقهای مانگرو، باتلاقهای درختزاری نیپا، جنگلهای باتلاقی آب شیرین کشندی. 3-1- کولابی (Lagoonar) کولابهای شور و لب شور با راههای ارتباطی کم و بیش باریک با دریا مردابها، کفه‌ها و دریاچه‌های شور، آهکی ، فصلی و دائمی 2-آبهای شیرین 1-2-رودخانه‌ای (Riverine) 1-1-2-دائمی i)رودخانه‌ها و جریانهای آبی و از جمله آبشار‌ها 2-1-2-موقتی و ناپایدار i)رودخانه‌ها و جریان‌های آبی فصلی و نامنظم ii)دشتهای سیلابی رودخانه‌ای مانند کفه‌های رودخانه‌ای ، حوضه‌های سیلابی ، علفزار‌های غرقابی فصلی ناشی از سیل 2-2-دریاچه‌ای(Lacustrine) 1-2-2-دائمی i)دریاچه‌های آبی شیرین دائمی بزرگترین از 8 هکتار از جمله سواحلی که بطور فصلی یا غیر منظم در معرض غرقاب قرار دارند. ii)استخر‌های آبی شیرین دائمی کوچکتر از 8 هکتار 2-2-2- فصلی i)دریاچه‌های فصلی بزرگتر از 8 هکتار از جمله دریاچه‌هایی که در دشتهای سیلابی بوجود می‌آیند. 3-2-مردابی (Palustrine) 1-3-2-با گیاهان بن در آب i)مردابها و باتلاقهای آب شیرین روی خاکهای غیرآلی همراه با گیاهان بن در آب که حداقل بیشتر فصل رویش گیاهی را در شرایط غرقابی قرار داشته و قسمت پائین آنها را در آب فرا گرفته است. ii)باتلاقهای آب شیرین دائمی، پیت‌زار و از جمله باتلاقهای دره‌های مرتفع حاره‌ای با گیاهان چیره نظیر لوئی و پاپیروس. iii)مردابهای آب شیرین فصلی در خاکهای غیر‌ آلی از جمله چالابها و لجن‌زار‌ها، رویشهای تحت سیلاب فصلی ، باتلاقهای جگن‌خیز. iv)پیت‌زار‌ها از جمله گل‌آبهای اسیدی، آب مانده از باران و پوشیده از خزه‌ها، علفها، رویشهای درخچه‌ای پاکوتاه و انواع تورب‌زار‌ها. v)تالابها آلپینی و قطبی از جمله رویشهای تحت سیلابهای فصلی و مرطوب موقتی ناشی از برف آبهای حاصل از ذوب برفها. vi)چشمه‌های آب شیرین ، واحه‌های همراه با رویشهای پیرامون آنها vii)دودخانهای آتشفشانی که همواره در اثر متراکم شدن بخارات آب مرطوب می‌شوند. 2-3-2-با درختان جنگلی i)باتلاقهای مشجر، از جمله مردابهای آب شیرین با پوشش چیره، درختچه، درختچه‌زار‌ها ، تورب‌زار‌ها و رویشهای درختچه‌ای روی خاکهای غیرآلی. ii)جنگلهای باتلاقی آب شیرین و از جمله جنگلهای تحت سیلابهای فصلی، باتلاقهای مشجر روی خاکهای غیر آلی. iii)پیت‌زار‌های جنگلی مانند باتلاقهای پیت‌زاری جنگلی 3ـتالابهای انسان ساخت 1-3-کشتاب ورزی دریائی i)استخر‌های آبزی پروری مانند استخر‌های پرورش ماهی و میگو 2-3-کشاورزی i)استخر‌ها، استخر‌های آبرسانی کشاورزی، ذخیره‌سازی آب، مخازن آب ii)زمینهای آبیاری شده، کانالهای آبیاری، شالیزارها، کانالها و آبروها iii)اراضی مزروعی و قابل کشت که بطور فصلی تحت سیلاب قرار می‌گیرند. 3-3-بهره‌برداری از نمک i)حوضچه‌های نمک و نمک‌زار‌ها 4-3-صنعتی ، شهری I)گودال‌های حفاری، حفره‌های ماسه‌ای، گودال‌های خاکبرداری و حوضچه‌های کان کنی ii)مناطق تیمار و تصفیه فاضلابها ، از جمله اراضی رهاسازی فاضلاب، حوضچه‌های ترسیب و ته‌نشینی و حوضچه‌های هوادهی 5-3-مناطق ذخیره‌سازی آب i)مخازن نگهداری آب برای آبیاری یا مصارف انسان با سطح آب متغیر که بتدریج و فصلی کاهش می‌یابد. ii)سد‌های برق‌آبی با نوسانات منظم سطح آب متغیر که بتدریج و فصلی کاهش می‌یابد. ii)سد‌های برق آبی با نوسانات منظم سطح آب بر حسب ماه یا هفتگی (برگرفته همراه با تغییر از 1989 Scoot) سیستم‌ طبقه‌بندی و کدبندی تالاب ها (برگرفته از 1996 Scott Frazier) کد نام فارسی نام انگلیسی تالابهای دریائی و ساحلی A آبهای دریائی کم عمق 1-Shallow marine waters B بستر‌های دریائی زیر کشندی 2-subtidal aquatic beds C آبسنگهای مرجانی 3-coral Reefs D سواحل دریائی صخره‌ای 4-rocky marine shores E سواحل ماسه‌ای، قلوه‌سنگی یا سنگریزه‌ای 5-sand, shingle or pebble shores F آبهای مصبی 6-Estuarine waters G پهنه‌های گلی ، ماسه‌ای یا شور بین کشندی 7-intertidal mud, sand or salt flats H مردابهای شور 8-salt marshes I تالابهای جنگلی بین‌کشندی 9-intertidal forested wetlands J کولابهای لب شور، شور ساحلی 10-coastal brackish/saline lagoons K کولابهای آب شیرین ساحلی 11-coastal freshwater lagoons تالابهای داخلی/ خشکی L دلتای درون خشکی 12-inland deltas M رودخانه‌ها، نهر‌ها و حوزه‌های دائمی 13-permanent rivers/streams/creeks N خور‌ها، نهر‌ها ، رودخانه‌های فصلی نامنظم 14-seasonal /intermittent Irregular rivers stream/creeks O دریاجچه‌های آب شیرین دائمی 15-permanent freshwater lakes P دریاچه‌های آب شیرین فصلی/ ادواری 16-seasonal /intermittent freshwaterl lakes Q دریاچه‌های شور، لب شور، آهکی 17-Permanent saline /brackish /alkaline Lakes R دریاچه‌های شور ، لب شور و آهکی ، فصلی/ ادواری ( تناوبی) 18-Seasonal /intermittent saline/brackish/alkaline lakes Sp مردابها و حوضچه‌های شور، لب شور و آهکی دائمی 19-Permanent Saline /brackish/alk aline marshes /pools Ss مردابها و حوضچه‌های شور، لب شور،آهکی ، فصلی / ادواری 20- Seasonal/ intermittent saline/ brackish alkaline marshes/ pools Tp مردابها و حوضچه‌های آب شیرین دائمی 21-Permanent freshwater Marshs/pools Ts مردابها و حوضچه‌های آب شیرین فصلی / ادواری 22-Seasonal/intermittent Freshwater marshs /pool U پیت‌زار‌ها (تورب‌زار‌ها) بدون پوشش جنگلی 23-Peatlands (un forested) va تالابهای آلپینی 24-Alpine wetlands vt تالابهای تندرا 25-Tundra watlands W تالابهای با پوشش درختچه‌ای 26-shrub*dominated wetlands Xf تالابهای آب شیرین با پوشش درختی 27-Fresh *water , tree-dominaled wetlands Xp پیت‌زار‌های با پوشش جنگلی 28-Forested* peat lands Y چشمه‌های آب شیرین و واحه‌ها 29-Freshwater springs , oases Z تالابهای زمین گرمایی (ژنوترمال) مشتمل بر بعضی از تالابهای دشتهای سیلابی 30- Geotermal wetlands includes certain flood plain wetlands تالابهای مصنوعی(تالابهای تحت چرای دام یا کشت شدید) 1- استخر‌های کشتاب‌ورزی 1-Aquaculture ponds 2ـ استخر‌ها 2-Ponds 3ـ اراضی تحت آبیاری 3-irrigated land 4ـ اراضی کشاورزی تحت تأثیر سیلابهای فصلی 4-Seasonally flooded Agricaltural land 5ـ سایتهای بهره‌برداری نمک 5-salt exploitation sites 6ـ مناطق ذخیره‌ آب ( آب انبار) 6-water storage areas 7ـ گودالها و چاله‌ها 7-Excavations 8ـ مناطق تیمار و تصفیه فاضلاب 8-wastwater treatment areas 9ـ آبراهه‌ها و کانال‌ها 9-Canal and channels در تصویر (18) درصد این نوع تالابها همراه با نمونه‌ای از تصویر آنها نشان داده شده است. اکثریت مناطق تالابی فرصت کنوانسیون رامسیر (84درصد) بیش از یک سیستم تالابی دارند. سیستم تالابهای مردابی بیشترین نوع تالابها را به خود اختصاص می‌دهند( 30درصد ). سیستم تالابهای دریاچه‌ای (8/ 23درصد) و رودخانه‌ای (9/15 درصد) دریائی (6/10 درصد) و مصبی (2/9 درصد) به ترتیب در مراتب بعدی قرار دارند. تالابهای انسان ساخته یا عمیقاً دگرگون شده 6/10 درصد سیستم‌های تالابی را تشکیل می‌دهند. از نظر پراکنش جغرافیایی ، سیستم‌های تالابی ، دریاچه‌ای و مردابی بیشترین پراکندگی را در سطح جهان دارا هستند. در چهارمین همایش اعضای کنوانسیون رامسر که در مونر و سویس ( 1990 ) برگزار گردید سیستم طبقه‌بندی تالابها مورد تأیید قرار گرفت برای سهولت استفاده از این طبقه‌بندی، کلیه‌ی تالابها کدگذاری گردیدند. در این طبقه‌بندی 39 تالاب مشخص گردید که در جدول (2 و 1) و تصاویر 23 تا 51 ارائه شده‌اند. تیپ حوضچه‌های و مرداب‌های آب شیرین دائمی از سیستم تالاب‌های مردابی از نظر فراوانی بیشترین ( Tp) و تیپ آبسنگهای مرجانی ( C) تالابهای آلپی(Va) و تالابهای ژنوترمال ( Z) کمترین فراوانی را در تیپ‌بندی تالابها دارا هستند. تیپ تالاب (Tp) یا مردابها و حوضچه‌های آب شیرین دائمی در میان انواع تالابهای تیپ غالب به شمار می‌رود. تیپ (O) یا دریاچه‌های آب شیرین دائمی بیشترین نوع تالاب ثبت شده در مناطق تحت پوشش کنوانسیون رامسر به شمار می‌رود در حدود 43 درصد از کل تالابهای تیپ (O) از اروپای غربی گزارش شده است. وسعت تالابهای ثبت شده کنوانسیون رامسر نیز بی‌نهایت متغیر بوده و دامنه آنها از 1% هکتار ( چشمه‌ی حُسنیه در جزایر کریسمس استرالیا) تا 6278200 هکتار ( خلیج کوئین ماود کانادا) نوسان دارد. در حدود 33 درصد ازمناطق ثبت شده بین هزار تا ده هزار هکتار وسعت دارند. معیار‌های انتخاب تالابهای بین‌المللی سایت‌هایی که برای فرصت کنوانسیون رامسر تعیین می‌شوند بر اساس اهمیت اکولوژیکی، بوتانیکی ، جانورشناسی، لیمنولوژی و هیدرولوژی تعیین می‌شوند. معیار‌های انتخاب بر سه گروه قابل تفکیک هستند که درجدول (3) نشان داده‌ شده‌اند. قرار است در آینده این معیار‌ها به چهار گروه ارتقاء یابند و برای ماهیان و زیست‌گاههای آنها هم معیار‌های لازم در نظر گرفته شود. ( به پیوست‌ها مراجعه شود). تصویر (19) 90 درصد از کل سایتهای رامسر را بر حسب هر سه گروه از معیار‌ها نشان می‌دهد. تصویر(20) درصد جایگاههای حاضر در کنوانسیون رامسر را بر حسب دو یا سه گروه از معیار‌ها نشان می‌دهد. فراوان‌ترین معیار‌های به کار گرفته شده در گزینش تالابها معیار‌های a1 و c2 و b3 می‌باشند، در آسیا و تا حدی اروپا بالاترین معیار‌گزینش‌ تالابها a2 و سپس c2 می‌باشند. معیار‌های b1 و d1 و d2 کمترین معیار‌های گزینش در اقیانوسیه می‌باشند ولی معیار‌های b2 در این منطقه نسبت به سایر مناطق بیشتر بوده است. جدول 3 ـ معیار‌های مربوط به شناسایی تالابهای مهم بین‌المللی (برگرفته از دفتر حقوقی) a-بعنوان یک نمونه شاخص و بویژه خوب از یک تالاب طبیعی یا تقریباً طبیعی، دارای صفتهای ویژه مربوط به یک منطقه جغرافیایی زیستی باشد که در آن قرار دارد. یاb-بعنوان یک نمونه شاخص و بویژه خوب از یک تالاب طبیعی یا تقریباً طبیعی دارای مشترکات مربوط به بیش از یک منطقه جغرافیایی زیستی باشد. یا c- بعنوان یک نمونه شاخص و بویژه خوب از تالابی باشد که نقش اساسی هیدرولژیکی ، بیولوژیکی یا اکولوژیکی را در عملکرد طبیعی یک حوضه رودخانه عمده یا سیستم ساحلی ایفا کند، این امر خصوصاً در مکانی که در شرایط مربوط به مرز مشترک دو محیط متغیر( گذرگاه دو محیط) قرار داشته باشد از اهمیت بیشتری برخوردار است. یا d-بعنوان یک نمونه از تیپ ویژه‌ای از تالاب کمیاب یا غیر متعارف در منطقه جغرافیایی زیستی مربوط باشد. 2-معیار‌های عمومی بر اساس گیاهان و جانوران 2-General Criteria Based on Plants and Animals یک تالاب دارای اهمیت بین‌المللی در نظر گرفته می‌شود اگر: aـ دربردارنده مجموعه شایان تحسینی از گونه‌ها یا زیرگونه‌های نادر، آسیب‌پذیر یا در خطر انقراض از گیاهان یا جانوران یا تعداد قابل ملاحظه‌ای از افراد هر یک یا تعداد بیشتری از این گونه‌ها باشد. یا b بواسطه کیفیت و خصوصیات فون و فلور خود دارای ارزش ویژه‌ای برای نگهداری تنوع ژنتیکی و اکولوژیکی یک منطقه باشد. یا c-بعنوان زیستگاه گیاهان یا جانوران در مرحله حساسی از چرخه زیستی آنها ارزش ویژه‌ای داشته باشد. 3ـ معیار‌های ویژه بر اساس پرندگان آبزی Specific Criteria based on waterfowl یک تالاب دارای اهمیت بین‌المللی در نظر گرفته می‌شود اگر: a-بطور منظم 20000 پرنده آبزی را در خود نگهداری کند یاb-بطور منظم تعداد قابل ملاحظه‌ای از افرادی را که متعلق به گروههای ویژه پرندگان آبزی شاخص ارزشها، حاصلخیزی یا تنوع تالاب باشد حمایت و نگهداری کند. یا c - در جائی که اطلاعات راجع به جمعیت در دسترس است بطور منظم 1 درصد افراد جمعیت یک گونه یا زیرگونه پرندگان‌ آبزی را حمایت و نگهداری کند. کاربریهای تالابها و پیامد‌های آنها کاربری تالابها و اراضی پیرامون آنها بسیار متفاوت است. این کاربریها بر حسب بیشترین نوع استفاده در شکل 21 ( الف و ب ) نشان داده شده است. تفرج و توریسم در 41 درصد، صید و شکار در 40 درصد از مناطق ثبت شده رامسر از جمله بیشترین کاربریها هستند. در اراضی پیرامونی، تالابها عمدتاً برای کشاورزی مورد استفاده قرار می‌گیرند و در 56 درصد از سایتها کشاورزی یک فعالیت عمده محسوب می‌شود. درکشور‌های جنوب بیشتر کاربریها بر حفاظت تفوق دارند، در حالی که در کشور‌های شمال حفاظت نسبت به بقیه کاربری‌ها برتری نشان می‌دهد. در هر یک از کشور‌ها نوعی از کاربریها عمده است. در سایتهای رامسر در آفریقا استفاده از فراورده‌های طبیعی از جمله 5 کاربری مهم ، در اروپای شرقی، جنگل‌داری و در آمریکای لاتین اسکان به عنوان عمده‌ترین کاربریها گزارش شده‌اند. پیامدهای کاربریها بسیار متفاوت بوده ولی اغلب منجربه تغییر ویژگی‌های اکولوژیکی تالابها می‌گردد. در تصویر 22( الف و ب )فرصت انواع تغییرات گزارش شده نشان داده شده است. پیامدهای کشاورزی و آلودگی از مهمترین و ملموس‌ترین عوامل تغییر دهنده تالابها محسوب می‌شوند. جداول ارزشی و عوامل نابودی در پیوستها ارائه شده‌اند. تیپهای کلی تالاب: بدیهی است برای طرح‌ریزی تالابها در سطح کلان باید تالابها را در چارچوب سیماهای عمده زمین تصور کرد. برای این منظور می‌توان تالابها را در 7 سیمای زمین عمده قرار داد. در این طبقه‌بندی یا تمام منظر را تالابها به خود اختصاص می‌دهند یا تالابها بخش مهم و لاینفکی از سیمای زمین را تشکیل می‌دهند : این 7 طبقه به قرار زیرند:‌ 1-مصبها (Eastuaries) 2-سواحل باز (Open Coast) 3ـ دشتهای سیلابی (Flood Plain)چ 4ـ باتلاقهای آب شیرین (Freshawater Marsh) 5ـ دریاچه‌ها (Lakes) 6ـ تیپ‌زار‌ها (Peatlands) 7ـ جنگلهای مردابی (Swamp Forest) هر یک از این سیماهای هفتگانه طیف گسترده‌ای از انواع تالبها را بخود اختصاص می‌دهند و چندین تالاب در بیش از یک گروه قرار می‌گیرند این تنوع، پیچیدگی تالابها را افزایش داده و مدیریت آنها را بسیار دشوار می‌کند. بعلاوه هر یک از این سیستم‌ها با دیگر سیستمها یا اراضی خشکی یا سیستمهای دریائی که فراتر از مرزهای تالابها قرار دارند پیوندی نزدیک دارند. بهمین دلیل نه تنها تالابها بلکه حوزه‌های رودخانه‌ها و زونهای ساحلی که تالابها در آن قرار دارند نیز باید درکانون توجه مدیریت تالابها قرار گیرند. مصبها: مصبها پیکره‌های آبی هستند که دهانه ورودی یک روخانه به اکوسیستم دریا را تشکیل می‌دهند. دهانه ورودی رودخانه‌ها به دریا عریض بوده و محل تداخل آب شیرین و شور دریا محسوب می‌شود. آب مصب لب شور بوده و تحت تأثیر جزر و مد دریا است. جزر و مد و کارکرد آن از مهمترین عوامل تنظیم کننده منابع بیوفیزیکی مصب‌ها بشمار می‌رود. مصبها از حاصلخیزترین مناطق طبیعی جهان بشمار می‌روند. برخورداری مصبها از گیاهان ماکرو و میکرو تولید بالایی را برای مصب به ارمغان می‌آورد که پایه و اساس شبکه غذایی مصب را تشکیل می‌دهد. بسیاری از آبزیان و بویژه ماهیان بخشی از دوره‌ زیستی خود را درمصبها می‌گذرانند. مصبها پرورشگاهی غنی برای نوزاد ماهیان محسوب می‌شوند. مصبها در همه دنیا پراکنده‌اند و خصوصیات کم و بیش مشابهیدارند ولی از نظر حاصلخیزی با یکدیگر متفاوتند. حاصلخیزی مصبها تابعی از شرایط و تغییرات کلیمائی، هیدرولوژی و ژنومورفولژیکی ساحلی است. به همراه مصب‌ها سیستمهای کولابی متعددی شکل می‌گیرند که به تنهایی حائز اهمیت زیادی هستند. با این تعریف همه بخشهای مصب بخشی از اکوسیستم تالابی به شمار می‌آیند. با این وجود هر مصب بر حسب خصوصیات ویژه خود می‌تواند طیف گسترده‌ای از زیستگاههای مختلف تالابی را در چهره‌های گوناگون تحت پوشش قرار دهد. سیمای اغلب مصبها در مناطق متعدد بصورت گستره گل و لای بین کشندی، کفه‌های ماسه‌ای، باتلاق‌های شور(marsh) و برون‌زدگی صخره سنگهای پراکنده رخ نشان می‌دهد. برعکس در مناطق حاره و نیمه حاره تنوع سیمای مصبها به اشکال دیگری دیده می‌شود. جنگلهای مانگرو در این مناطق جایگزین باتلاقهای شور شده و در زمینهای مرتفع رویشهای نیپا دیده می‌شود. جنگلهای مانگرو از غنی‌ترین زیستگاههای تالابی بشمار می‌روند که دارای اهمیت و کارکردهای چند جانبه‌غیر قابل جانشینی هستند جنگلهای مانگرو را جنگلهای ساحلی و جنگلهای کشندی نیز می‌گویند. گونه‌های تشکیل‌دهنده این جنگل در گذرگاه خشکی به دریا و تداخل آب شور دریا و آب شیرین رودخانه‌ها و تحت تأثیر دائمی جزر و مد از نظر مورفولوژی و فیزیولوژی و تولید مثلی به سازگاریهای ویژه‌ای دست یافته‌اند که آنها را قادر می‌سازد این محیط‌های ویژه ، بی‌ثبات و بسیار دشوار را بی‌رقیت اشتغال نمایند. سواحل باز (Open Cosast ) : این نوع سواحل تحت تأثیر آبهای رودخانه‌ای و اکوسیستم‌های کولابی نیستند. این نوع سواحل نیز مانند مصب‌ها می‌توانند از زیستگاههای متنوع تالابی تشکیل شوند. در این سواحل جنگلهای مانگرو و کفه‌های گلی از چهره‌های شاخص به شمار می‌روند. دشتهای سیلابی (Flood Plaen): دشتهای سیلابی ، دشتهایی هستند که به طور دوره‌ای تحت تأثیر طغیان روخانه و سیلاب قرار دارند. در بسیاری از مناطق این دشتها در سواحل پست دیده می‌شوند. دشتهای سیلابی نیز سیماهای متعددی دارند. باتلاقهای پوشیده از گراس‌ها ، جنگلهای غرقابی و دریاچه‌های هلالی یا کمانی از جمله چهره‌های این دشتها به شمار می‌روند. این دشتها بسیار حاصلخیز بوده و از نظر حیات‌وحش و پرندگان آبزی بسیار مهم می‌باشند. باتلاقهای آبی شیرین (Freshwater Marsh) : باتلاق‌های آب شیرین در مناطقی دیده می شوند که در اثر آبهای زیرزمینی، چشمه‌های سطحی، روخانه‌ها و روانابها، سیلابها ، آبهای دائمی کم عمقی به وجود می‌آید. این نوع پراکنش گسترده آب یکی از دلایل اصلی باتلاقهای آب شیرین به این طیف گسترده‌ی تالابی است. در بعضی از این باتلاقها که از وسعت قابل توجهی برخوردارند رویشهای ‚ Phrgmites ‚ Typha ‚ papyrus ‚ cyperus عموماً رشد کرده و در بیشتر اوقات سال نیز دارای آب ساکن می‌باشد. بسیاری از سیستم‌های دشتهای سیلابی مهمترین باتلاقهای آب شیرین را در خیس‌ترین مناطق طول سواحل را در بر می‌گیرند. از جمله باتلاقهای آب شیرین معروف دنیا :‌ اورگلد (Eveaglade) است که وسعتی بالغ بر ده هزار کیلومتر مربع را از دریاچه اوکی کوبه (Okeechobee) تا انتهای جنوب غربی فلوریدا در بر می‌گیرد. دریاچه‌ها (Lakes) : دریاچه‌ها و حوضچه‌های آبی (استخر‌ها) طی فرآیند‌های متعددی به وجود می‌آیند. چین‌خوردگی‌ها ، گسل‌ها یا جابجایی پوسته زمین از عوامل تشکیل دریاچه‌ها هستند. در دهانه‌های آتشفشانی نیز امکان تشکیل درجه وجود دارد. فعالیتهای یخچالی یکی از فرآیند‌های اصلی تشکیل برخی از دریاچه‌ها است. اثرات و عملکرد یخچالی در پیدایش دریاچه‌ها مؤثرند. سیرکهای یخچالی یا چالگاههای حاصل از ذوب برفها Cirque lakes) ( و چالابه‌های (thaw lakes) مناطق یخ بسته دیگهای غول (potholes / kettle lake) از جمله دریاچه‌های حاصل از فعالیتهای یخچالی هستند. در مناطق خشک نیز عملکرد باد ممکن است منجر به وجود آمدن دریاچه گردد. رودخانه‌ها نیز در مواقعی دریاچه‌های هلالی و آبرفتهای بادبزنی حوضچه‌ها و استخر‌هایی نظیر دیگ‌های غول پای آبشاری های قائم(Plunging poole) را بوجود می‌آورند. دریاچه‌های آلپینی نیز در اثر لغزش زمین یا جاری شدن گل می‌توانند بوجود آیند. بعضی از دریاچه‌ها نیز بازمانده دریاچه‌های بزرگ ما قبل تاریخ هستند. در کناره سواحل دریا رسوبگذاری آبهای نزدیک به ساحل گاهی ایجاد دریاچه‌هایی می‌کند که بکلی ارتباط آنها با دریاهای بزرگ قطع می‌شود. انسان و بیور نیز در احداث دریاچه‌ها مؤثرند. تالابها معمولاً در حاشیه دریاچه‌ها تشکیل می‌شوند گستره آنها از آبهای کم عمق، زون لیتورال تا ژرفایی از آبهای عمیق که امکان رویش گیاهی وجود دارد کشیده می‌شوند. عملکرد امواج و تراز آب در فصول مختلف بر روی نوع پوشش گیاهی تالابها که در حاشیه آنها رشد می‌کنند مؤثر است. تالابهای حاشیه‌ای بخاطر موقعیت خود می‌توانند روانابها و جریانهای آبی را جذب کرده و بدام اندازند و با تعدیل میزان مواد غذایی و رسوبات وارد شده بر دریاچه‌ها بر کیفیت آب آنها تأثیر بگذارند. این تالابها از نظر آبزیان بویژه ماهیان، پرندگان و پستانداران زیستگاههای بسیار مهمی محسوب می‌شوند. پیت‌زار‌ها (Peat Lands) : تحت شرایط متعارف غنی از اکسیژن، مواد گیاهی مرده تجزیه شده و به مواد معدنی متشکل از دی‌اکسید کربن و آب تبدیل می‌شوند. زمانی که دما پایین باشد و اسیدیته خاک بالا و برعکس مواد غذایی کم، میزان اکسیژن کم و محیط غرقاب باشد، در چنین شرایطی فرایند تجزیه بسیار کند صورت گرفته و موادگیاهی مرده بصورت پیت روی هم انباشته می‌شوند. زمانی اینطور تصور می‌شد که این شرایط فقط در عرض‌های جغرافیائی بالا در نیمکره شمالی وجود دارد ولی امروزه معلوم شده که حداقل 50 میلیون هکتار از اراضی جهان در تمامی قاره‌ها را پیت‌زار‌ها پوشانده‌اند و در تمام عرضهای جغرافیایی و حتی در مناطق حاره در جایی که امکان انباشت و تشکیل رسوبات ضخیم‌در باتلاقها و مردابها بویژه در حاشیه دریاچه‌ها و سواحلی وجود داشته باشد پیت‌زار‌ها می‌توانند بوجود آیند. پیت‌زار‌ها دارای تنوع زیادی در جهان هستند شرایط ویژه هیدرولژی ( تأمین رطوبت توسط باران مستقیم تا زهکشی جانبی)، اسیدیته و اقلیم در مناطق شمالی منجر به ایجاد چشم‌انداز‌های متمایز تالابی بی‌نظریfen , muskege , moor , bog می‌گردد. ویژگی‌ها و نحوه تشکیل پیت‌زار‌ها بسیار متفاوت بوده و بهمین دلیل نمی‌توان ارزشهای کارکردی آنها را تعمیم داد. بعنوان مثال بعضی از پیت‌زار‌ها بشدت اسیدی بوده و از نظر مواد غذایی بسیار فقیرند، اسیدیته بعضی دیگر خنثی بوده و از نظر مواد غذایی غنی هستند. بهمین دلیل حاصلخیزی پیت‌زار‌ها از فقیر تا غنی متفاوت است. امروز شواهد بدست آمده نشان می‌دهد که اکوسیستم‌های نظیر پیت‌زار‌ها که توان ذخیره‌سازی کربن را در خود دارند. از نظر تنظیم چرخه بیوژئوشیمیایی بسیار مهم بوده و ممکن است از نظر پدیده گلخانه‌ای اثرات مهمی در برداشته باشند. جنگلهای مردابی (Swamp Forest) جنگلهای مردابی در مناطقی نظیر حاشیه‌ دریاچه، بخشهایی از دشتهای سیلابی نظیر دریاچه‌های هلالی که آب مدتهای طولانی میماند بوجود می‌آیند. خصوصیات این نوع مردابها نسبت به موقعیت جغرافیای و محیط زیست تغییر می‌کند. در بخشهایی از شمال امریکا گونه‌های افرای سرخ (Acer ruberum) زبان گنجشک Larixsp. Picea mariana , chamecyparis thyoides (Fraxinus sp.) عناصر غالب این نوع مردابها هستند. در حالیکه در جنوب گونه‌های Taxodium dis tichum , Nyssa aquatica, ، بلوط و بید غالب هستند. در بیشتر مناطق آسیای جنوب شرقی جنگلهای مردابی از درختان ملالوکار(Melaleuca) تشکیل شده‌اند و گونه‌های Dipterocarp و نخلهایی نظیر ساگوPandanus , (Sago) زیر آشکوب این جنگلها می‌باشند. در اندونزی این نوع تیپ جنگلی 17 میلیون هکتار را در بر می‌گیرد. در حوزه آمازون، سواحل کارائیب و امریکای مرکزی نیز مشابه این جنلگها وجود دارد. در افریقا گونه‌های Syzigium و نخل بوراسوس Borasus از اعضاء اصلی اجتماعات جنگلهای مردابی بشمار می‌آیند. اهمیت و نقش تالابها هر نوع تالابی از شمار زیادی اجزاء فیزیکی ، بیولوژیکی و یا شیمیایی تشکیل شده است و آب و خاک گیاوزیاو مواد غذایی معروف این اجزاء هستند که در پیوند با یکدیگر در یک سیستم یکپارچه تالاب را به وجود می‌آورند. فرآیند‌های بین اجزاء کارکرد‌های تالاب‌ها را بوجود می‌آورد. کارکرد‌هایی مانند کنترل سیلاب و طوفانها. به علاوه این فرآیند‌ها سبب به وجود آمدن تولیداتی در تالاب می‌شوند که آبزیان، حیات‌وحش و منابع جنگلی از آن جمله‌اند. در مقیاس و بعد از اکوسیستم، تالابها نه تنها از نظر تنوع زیستی بسیار با ارزش هستند بلکه به عنوان یک میراث منحصر به فرد فرهنگی نیز تلقی می‌شوند. تالاب‌ها صرف‌نظر از داشتن عملکرد تولیدات یا فرایند‌های ویژه بر اساس روابط و پیوندهای متقابل بیولوژیکی، شیمیایی و اختصاصات فیزیکی آن تعریف می‌شوند. آداماس و استوک ول (Stockwell & Addamus 1983) با بررسی‌ دقیق و گسترده منابع علمی 75 ویژگی برای تالابهای ساحلی و شیرین تعیین کرده‌اند. البته تمام این ویژگی‌ها الزاماً در یک تالاب وجود ندارند و هر تالابی بخشی از این خصوصیات را دارا است و تنها تعداد قلیلی از تالابها از همه یا بیشتر این ویژگیها برخوردارند. بعلاوه تمام کارکرد‌ها در هر تالاب یکسان نیستند. کارکرد‌های تالابها که همراه با تولید کالا و خدمات بی‌شماری برای انسان است، این اکوسیستم‌ها را غیر قابل جانشین ساخته است. فواید تالابها برای همه جوامع و فعالیتهای کشاورزی و صنعتی ضرروی است. نابودی تالابها موجب از بین رفتن این فواید می‌شود. حفظ و نگهداری تالابها بعنوان اکوسیستم‌های کارکردی (فونکسیونل) اغلب برای پایداری توسعه نیز ضروری است./ این سیستم‌های حاصلخیز حتی از اکوسیستم‌های کشاورزی متمرکز نیز باروری بیشتر دارند. بعنوان مثال تولید اولیه پاپیروس در هکتار 100 تن، تیفا 70 -30 تن در هکتار، گیاهان شناور 40 تن در هکتار تولید دارند. در مقابل محصولات کشاورزی متمرکز نظیر نیشکر و ذرت در نهایت به ترتیب 63 تن و 60 تن در هکتار تولید دارند. برای رسیدن به چنین سطحی از تولید نیز مقادیر زیادی از داده‌های کشاورزی نظیر آب ، کود و سم مورد نیاز است. در حالی که تولیدات تالابی به هیچ نهاده‌ای وابسته نیستند. پس چگونه است که تالابها برای تبدیل به سایر کاربریها روز به روز بیشتر مورد تخریب واقع می‌شوند؟ فهرست فواید و کار‌کرد های تالابها بقرار زیرند: تغذیه و تخلیه آبهای زیرزمین الف) بهره‌برداری مستقیم ب ) تغذیه چشمه‌ها و لایه‌های آبدار ج)تغذیه آبی سایر تالابها 2-تنظیم جریان آب ( کنترل سیلاب) جلوگیری از نفوذ آبهای شور الف)آبهای زیرزمینی ب)آبهای سطحی 4-حفاظت در برابر نیروهای طبیعی الف)حفظ خطوط ساحلی و کنترل فرسایش ب)بادشکن 5-نگهداری رسوبات 6-نگهداری مواد غذایی 7-صدور بیوماس 8-پاکسازی مواد سمّی 9-منبع تولید فراورده‌های طبیعی الف)منابع دورنی 1-منابع جنگلی 2-منابع حیات وحش 3-منابع‌آبزی پروری 4-منابع علوفه 5-منابع کشاورزی 6-منابع آب 7-منابع انرژی 2-9-منابع بیرونی 10-ترابری آبی 11-بانک ژن الف)بهره‌برداری تجاری ب)حفظ و حمایت از جمعیت‌های حیات‌وحش 12-اهمیت حفاظتی الف)زیستگاه با اهمیت برای چرخه زیستی گونه‌های مهم گیاهی و جانوری ب)زیستگاه گونه‌ها، اجتماعات، اکوسیستمها، سیما‌های طبیعی زمین، فرایند یا پیت‌های تالابی نادر و کمیاب 13-تفرج و توریس 14-اهمیت اجتماعی - فرهنگی الف)اهمیت زیباشناسی ب)اهمیت معنوی ، مذهبی ج)اهمتی اکوتوریستی د)فعالیتهای بارز و متمایز انسانی هـ ) اهمیت تاریخی 15-اهمیت پژوهشی و‌آموزشی الف)بعنوان پژوهشگاه ب)بعنوان مرجع ج)بعنوان آموزشگاه 16- حفظ فرایند‌ها و سیستمهای طبیعی الف)حفظ فرایند‌ها و سیستمهای اکولوژیکی ، ژئومورفولژیکی و زمین‌شناسی ب)جذب و کاهش کربن ج)حفظ میکروکلیمای محلی د)جلوگیری از توسعه خاکهای سولفاته اسیدی 17-اهمیت جهانی تالابها ( صفات ویژه) الف)حفظ تنوع زیستی ب)حفظ میراثهای فرهنگی طبیعی تغذیه وتخلیه آبهای زیرزمینی آب تالابها زمانی که به سفره‌های زیرزمینی می‌رسد لایه‌های آبدار زیرزمینی را تغذیه می‌کند. در طول زمانی که آب تالاب به لایه‌های آبدار زیرزمینی می‌رسد از صافی‌های مختلفی گذشته و از هر گونه آلودگی پاک می‌شود. سفره‌های آب زیرزمینی یا مستقیماً بوسیله خود انسان استخراج می‌شود و یا به اطراف جریان پیدا می‌‌کند تا زمانی که سر از تالابی دیگر در می‌آورد. بهمین دلیل تغذیه یک تالاب ممکن است سبب تغذیه تالابی دیگر شده و مورد بهره‌بردرای قرار گیرد. کارکرد ذخیه‌سازی آب سیلابها بوسیله تالابها و سپس تغذیه آبهای زیرزمینی مفید‌تر از زمانی است که روانابها بسرعت به پایاب رودخانه سرازیر شده و از بستر آن خارج می‌شوند. آب تالاب‌ها مستقیماً نیز بمصارف خانگی ، کشت و صنعت نیز می‌رسد. برخی از تالابها نظیر دریاچه‌ها ، استخر‌ها ، آب‌بندان‌ها ، آب قابل استخراج دارند و برخی نظیر جنگلهای پیت‌زار مردابی با حفر چاههای کم عمق قابل استفاده‌اند. نفوذ آب تالاب به زیر زمینمی‌تواند بخشی از سیستم آبهای کم عمق را تغذیه نماید و یا در صورت نفوذ به لایه‌های پائین‌تر سفره‌های عمیق دائمی بوجود آورد. با حفر چاههای کم عمق یا عمیق این آب مصارف خانگی برخی از جوامع را تأمین می‌کند. گاهی یک تالاب در بالا دست یک حوزه آبریز ممکن است آب تالابهای پایاب را تأمین کند، در این صورت چنانچه تالابهای پایاب رودخانه‌ مورد استفاده کشاورزی یا صنعت قرار داشته باشند یا در موجودیت یک سیستم اکولوژیکی مؤثر باشند باید تالابهای بالا دست را حتماً حفاظت نمود.تالابها باعث تخلیه‌آبهای زیرزمینی نیز می‌شوند. این کارکرد زمانی روی می‌دهد که آبهای ذخیره شده در لایه‌های زیرزمینی به سطح زمین راه یافته و به آب سطحی تبدیل می‌شوند. تالابهایی که بیشتر آب خود را از آبهای زیرزمینی دریافت می‌کنند عموماً دارای اجتماعات بیولوژیکی پایدار و ثابتی هستند زیرا نسبت به تالابهایی که به آبهای جاری سطحی وابسته‌اند از تغییرات دمایی و نوسانات آبی کمتری برخوردارند. تالابهایی که بوسیله آبهای زیرزمینی تغذیه می‌شوند بر جریان آب رودخانه‌ تأثیر مستقیمی دارند. برخی از تالابها در زمانی از سال جایگاهی برای تخلیه آبهای زیرزمینی بشمار می‌آیند و در زمان دیگر بعنوان کانونی برای تخلیه آب به لایه‌های زیر زمینی عمل می‌کنند. این کارکرد‌ها بستگی به نوسانات و بالا و پائین رفتن سطح آب زیرزمین محلی دارد. تأثیرات این کارکرد‌ها در بسیاری از مناطق بسیار مشهور است. در تصاویر (3و2) این کارکرد‌ها نشان داده شده‌اند. مثالهای موردی برای تغذیه آبهای زیرزمینی : ـ درجنوب شرقی جنگلهای پیت‌زار مردابی پاهانگ در سواحل شرقی مالزی برای توسعه آبزی پروری (مارماهی) تالابها برای احداث استخر تبدیل شدند. برای پر کردن استخر‌ها حجم قابل توجهی از آبهای زیرزمینی اجباراً پمپاژ شدند، در نتیجه بسیاری از چاه‌هایی که قبلاً مورد استفاده‌جوامع روستایی قرار داشته خشک شدند. آب این چاهها را این تالابها تأمین می‌کردند. ـ در ایالت ماساچوست امریکا زندگی 750 هزار نفر در 60 اجتماع محلی وابسته به آب چاههایی است که بوسله تالابها تغذیه می‌شوند. ـ در تونس ذخیره‌سازی گستره وسیعی از آبهای نسبتاً‌شیرین در یک ناحیه گود افتاده سطحی در دشت کیروان(Kairouan) بنام سبخت کلبیا(Sabkhet kalbia) باعث تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی و چاههای دشت ساحلی اینفیداویله(Enfidaville) شده و رونق کشاورزی منطقه وابسته به وجود تغذیه آبهای زیرزمینی است. مثالهای موردی برای تخلیه آبهای زیرزمینی : ـ در مالزی نابودی تالابهای پیت‌زار جنگلی (Peat swamp forest) باعث شده که شالیزار‌های حاشیه آنها در فصل خشک دچار کم آبی شده و از بین بروند. زیرا سیستم هیدورلیکی منطقه در اثر از بین رفتن تالابها دچار اختلال شده است. برای بقاء شالیزار‌ها چاره‌ای جز احداث مخازن آبی پرهزینه نبوده است. امروزه این مخازن آبی نیز از لای پر شده‌اند و برای تضمین کشاورزی گزینه قابل اعتمادی در برابر تالابها بشمار نمی‌آیند. تمام هزینه‌های اقدامات فوق روی قیمت محصولات برنج تأثیر گذاشته و‌آنرا افزایش داده است. ـ منابع آبی برای پارکها ملی و حیات وحش آن اهمیتی حیاتی دارند. در پارک ملی آمبوسلی کنیا چشمه‌های آن مهمترین منبع آبی پارک را تشکیل می‌دهند. آب تعدادی از این چشمه‌ها که از کوه کلیمانجارو سرچشمه می‌گیرند پس از نفوذ و عبور از خلل و فرج خاکهای حاصل از گدازه‌های آتشفشانی دوباره سر از یک رشته مردابهای کوچک در حوضه امبوسلی در می‌آورند . این مردابها که تنها منابع آبی دائمی و شیرین پارک بشمار می‌روند عامل جذب حیات وحش بوده و یکی از جذّابترین مناطق پارک ملی آمبوسلی‌ بشمار می‌روند. تنظیم جریان آب تالابها با ذخیره‌سازی بارشهای جوی و روانابهای حاصل از آن نقش مهمی در کاهش سیلابهای مخرب در پایاب رودخانه دارند. این نوع ذخیره‌سازی طبیعی ضرورت نیاز به احداث مخازن آبی و سد‌های پرهزینه را جبران می‌کند. بنظر می‌رسد که تالابها در آبخیز‌های بالا تننها در چندکیلومتری پایاب رودخانه تأثیر مستقیم خود را نشان می‌دهند در حالی که تالابهای وسیع پیرامون رودخانه اصلی بر روی اوج سیلابها تأثیر عمده‌ای دارند. در کنترل سیلاب و تنظیم جریان آب دو فرایند رخ می‌دهد:‌ ـ آب سیلاب می‌تواند در خاک نفوذ کند ( مثل پیت‌زار‌ها که مانند اسفنج عمل می‌کنند) یا بعنوان جریان آب سطحی به دریاچه‌ها و مردابها وارد می‌شوند و در نتیجه آب سیلاب در پایاب رودخانه کاهش می‌یابد. پوشش گیاهی تالابها با کند کردن جریان سیلابها از جاری شدن یکباره حجم عظیمی از آب در پایاب رودخانه جلوگیری می‌کند. اثر هر دو فرایند کاهش آب در پایاب رودخانه و حفظ جریان آب رودخانه در مدت بیشتری از طول سال است. در هر دو حالت نیز اثرات تخریبی سیلاب خنثی می‌گردد. مثال‌های موردی:‌ ـ38 هزار هکتار از تالابهای رودخانه ماساچوست مخزن طبیعی برای جمع‌شدن آبهای سیلاب بشمار می‌روند. خشکاندن این تالابها زمانی که معلوم شد چناچه 40 درصد این تالابها پر شوند خسارت سیل حداقل در سال 3 میلیون دلار خواهد بود بسرعت متوقف گردید. در صورتی که این تالابها تماماً‌ پر شوند خسارت اضافی سیلاب در هر سال به بیش از 17 میلیون دلار خواهد رسید. -در رودخانه‌ زرد چین دره بین سا ـ می‌وتوکاتو کاهش عده‌ای در اوج سیلاب بوجود می‌آورد. در رودخانه یانگ تسه نیز وجود دریاچه‌های بزرگ و سیستم‌های تالابی در شاخه‌های میانی و پایین باعث کاهش سیلاب می‌گردد. دریاچه پویانگ بزرگترین دریاچه آب شیرین چین است . این دریاچه به وسیله تالابهای وسیعی احاطه شده است. این دریاچه یک سوم آبهای سیلابی استال جیانگ‌زی را هر ساله جذب و ذخیره می‌کند و میزان سیلاب را نسبت به اوج آن ( سال 1954) به نصف کاهش داده است. در استان هونان نیز دریاچه دونگ‌تینگ و تالابهای پیوسته آن همین اندازه سیلابها را کاهش می‌دهند. -در ویتنام در استان دانگ تاپ که در دلتای مکونگ واقع شده است برای حفظ کارکرد‌های تعدادی از تالابها و ذخیره‌سازی سیلاب در برابر زهکشی تالاب برنامه‌احیاء تالاب در دستور روز قرار گرفته است. -یکی از بزرگترین تالابهای جهان پانتانال است که با آرام کردن جریان آب حوزه لاپالاتای بولیوی، پاراگوئه ، برزیل و اروگوئه از ایجاد سیل‌های مخرب در پایاب رودخانه جلوگیری می‌کند. ازبین رفتن کارکرد این اسفنج طبیعی باعث بروز خسارت گسترده ای برای کشاورزی آرژانتین خواهد شد. تصاویر 5 و 4 ( الف و ب ) نحوه این کارکرد را نشان می‌دهند. جلوگیری از نفوذ آب شور الف) آب زیرزمینی : در سواحل پست و کم ارتفاعی که خاک تحت الارض قابل نفوذی دارند زبانه‌ای از آب شیرین روی لایه آب شور بخشهای عمیق خاک تشکیل می‌شود . موجودیت این زبانه آب شیرین وابسته به حفظ آبهای شیرین تالابهای ساحلی است. کاهش یا از بین رفتن این زبانه باعث می‌شود که آب شور لایه‌های عمیق به سمت بالا و سطح خاک نشت کرده و در نتیجه ذخایر آبی مردم و جوامع اکولوژیک را تحت تأثیر قرار دهد. بهمین دلیل حفظ این زبانه‌ آب شیرین در این نوع سواحل امری ضروری است و در واقع این آب نیاز‌های شرب،‌مصارف خانگی، آبیاری و کشاورزی جوامع محلی را تضمین می‌کند و از شور شدن خاک جلوگیری می‌کند. ب) آب سطحی : عموماً جریان‌های آب شیرین سطحی نظیر رودخانه‌ها به سمت دریا از ورود آب شور دریا به داخل مجاری آب شیرین جلوگیری کرده و نفوذ آن را محدود می‌کند. کاهش جریان‌های آب شیرین در اثر بهره‌برداری بی‌رویه یا خشکاندن تالابهای پیرامونی این امکان را فراهم می‌کنند که آب شور دریا پیشروی کرده و مردم، کشاورزی ، صنعت و اجتماعات اکولوژیکی وابسته به‌ آب شیرین را در تنگنا قرار دهد. در برخی موارد ویژگی‌های مجرای آب و پوشش گیاهی سواحل از جاری شدن آب‌های جزر و مد به داخل رودخانه‌ها جلوگیری می‌کنند. هر گونه دستکاری در مجاری آب و پوشش گیاهی نظیر گودکردن کانال، تغییر مسیر طبیعی کانال ( مستقمی کردن مسیر کانال) یا پاکسازی پوشش می‌تواند باعث نفوذ بیشتر آب شور به داخل رودخانه گردد. بویژه در زمانهای اوج جزر و مد نفوذ آب شور به داخل رودخانه‌ بیشتر می‌گردد. مثالهای موردی: ـبنا به گفته مردم محلی ساماریندا در کالیمانتان شرقی قبلاً نفوذ آب شور دریا به داخل رودخانه ماهاکام در فصول خشک در سالهای کمی اتفاق می‌افتد و این نفوذ 11 تا 12 ماه بتدریج رخ می‌دهد در سال 1991 آب شور دریا در عرض 6 ماه به بخشهای بالا دست رودخانه راه یافت و پیامد‌های زیان‌باری بر بهداشت، صنعت و کشاورزی برجای گذاشت. مردم محلی بر این باورند که نفوذ آب شور با این سرعت در اثر کاهش جریان آب شیرین از دریاچه‌ها و رودخانه‌های سیستم ماهاکام بوده است و علت کاهش آب شیرین نیز بدلیل پاک تراشی گسترده جنگلهای حوزه آبریز بوده است. تصاویر 6 و 7 (الف و ب ) این کارکرد را نشان می‌دهند. جلوگیری در برابر نیروهای طبیعی الف ـ حفظ خط ساحلی در برابر فرسایش : خصوصیات فیزیکی پوشش گیاهی تالابهاسبب کاهش فرسایش خطوط ساحلی ، مصبها و کناره رودخانه می شود . سه فراینده زیر همزمان در رابطه با این کارکرد دیده می شود . -ریشه گیاهان سبب تثبیت خاک تحت الارض و دیوار‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هها می شود‌. -کاهش نیروی امواج ، جریانهای آبی وسایر نیروهای فرساینده -ریشه گیاهان با حفظ و نگهداری رسوبات خطوط ساحلی را تثبیت می‌کند . تالابها با این کارکردها از فرسایش و وارد شدن صدمه به اراضی کشاورزی و مناطق مسکونی جلوگیری می‌کنند. در برخی مواقع تالابها به بهبود اراضی نیز مساعدت می‌کنند .این کرکرد تالابها با هیچ گزینه انسان ساختی قابل جایگزین نیست . مثال‌های موردی : -در بریتانیا تخمین زده شده است که اگر پشت مردابهای شور دیواری در برابر دریا احداث کنند بطور متوسط هر کیلو متر از این دیواره ساحلی 24 هزار دلار هزینه در بر خواهد داشت. چنانجه این دیواره‌ها بوسیله تالابهای شور حفاظت شوند هزینه آنها بطور متوسط برای هر کیلو متر 500 هزار دلار خواهد بود . -در اراضی گسترده نور فلدو سو فلد در شرق انگلستان نیزارها و گیاهان آبزی سواحل رودخانه را در برابر فرسایش حفظ می‌کنند . در جاهایی که پوشش گیاهی طبیعی سواحل از بین رفته است برای جلوگیری از تخریب سواحل و تثبیت آن بطور مصنوعی اقدام شده است. هزینه نگهداری این دیواره‌های حائل مصنوعی در هر متر از ساحل 420 دلار برآورد شده است . در تصویر 8 (الف و ب) این کارکرد نشان داده شده است . ب) بادشکن : پوشش گیاهی تالابها ،محافظ مناسبی در برابر باد بشمار می‌رود و می‌توانند ساختمانها ، کشتزارها یا پوشش گیاهی طبیعی را در برابر تند بادها محافظت کنند .طوفانهای ساحلی از دو جهت باد و سیلاب خسارت شدیدی ببار می‌آورند . در کشورهای توسعه یافته خسارت اقتصادی و در کشورهای‌در حال توسعه و فقیر استوایی علاوه بر خسارت اقتصادی زیانهای جانی و مالی نیز ببار می‌آورند . بسیاری از تالابها بویژه تالابهای جنگلی ساحلی مانند جنگلهای مانگرو، نیروی طوفانها را گرفته و خسارت حاصل از آنها را بطور قابل توجهی کاهش می‌دهند. اهمیت این کارکرد بقدری حیاتی است که در بسیاری از کشورها احیاء تالابهای ساحلی در دستور روز قرار گرفته است . در تصویر 9 (الف وب ) این کارکرد نشان داده شده است . مثالهای موردی: -در حدود 15 میلیون نفر از مردم بنگلادش در سیستم دلتای گسترده‌ای زندگی می‌کنند. دراین دلتا پوشش گیاهی طبیعی در اثر بهره‌برداری بیرویه مردم رو بکاهش گذاشته است . در ژوئن سال1985 بیش از 40 هزار نفر مردم بدلیل تخریب این سپر حفاظتی سبز در اثر طوفانهای شدید غرق شدند . اهمیت حیاتی مانگروها در مهار این طوفانها بعد از این حادثه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.جنگلهای مانگرو در سوندرباز واقع در هندوستان و بنگلادش امواج طوفانی به ارتفاع بیش از 40 متر را گرفته و نیروی آن را می‌شکنند .این کارکرد حفاظتی جنگلها با هیچ عامل انسان ساخته‌ای قابل جایگزین نیست. در سال1985 کشور بنگلادش دست به احیاء گسترده این جنگلها زده و در سطحی معادل 25 هزار هکتار جنگل کاری کرده است و تا پایان دهه هشتاد این کشور در نظر دارد وسعت جنگلکاری را تا 40 هزار هکتار توسعه دهد. -در ایالات متحده امریکا سازمان بیمه فدال هیچگونه تعهدی در برابر خسارت ناشی از سیلاب مناطقی که جنگلهای مانگرو را قطع کرده باشند ندارد. -در نیکاراگوئه جوامع روستایی پیورتون مورازان در خلیج فونسکا از قطع جنگلهای مانگرو که حائلی در برابر سیلاب می‌باشد خودداری می‌کنند. زیرا بقاء روستای خود را در گرو موجودیت این جنگل می‌دانند. -در فیلی‌پین قانون رسمی و لازم‌الاجرایی درمورد حفظ جنگلهای مانگرو وجود دارد که بر اساس آن تمام جنگلهای حاشیه رودخانه‌ها و کولابها درکمربندی بعرض 40 متر در خلیج‌ها و دریا تا 100 متر رسماً تحت حفاظت قرار دارند . در تصاویر 9 (الف و ب) این کارکر تالابها نشان داده شده است. حفظ و نگهداری رسوبات بطور کلی خصوصیات فیزیکی برخی از تالابها نظیر پوشش گیاهی، اندازه و عمق آب سبب کاهش سرعت جریان آب می‌شود. مردابها دشتهای سیلابی از این نوع تالابها هستند. در واقع خصوصیات این تالابها سبب تسهیل ته‌نشینی رسوبات می‌گردد. فرسایش خاک و در نتیجه ته‌نشینی مواد فرسایش‌یافته در مجاری آبی یا منابع آبی یکی از مهمترین مشکلات زیست محیطی کشور‌های در حال توسعه است. نابودی خاک سطح ‌الارض کاهش محصولات زراعی یا نابودی کشتزار‌ها از جمله پیامد‌های فرساش است. امّا پر شدن منابع آبی از رسوبات می‌توانندخسارات اقتصادی زیادی ببار آورد. تشدید فرسایش بوسیله فعالیتهای انسانی نظیر پاک تراشی شیبها نتایج بسیار زیانباری در بردارد. رسوبات از آلاینده‌های عمده سیستمهای رودخانه‌ها به شمار می‌روند. به این دلیل که تالابها عموماً کل یک حوزه را اشغال می‌کنند بعنوان حوضچه‌ای عمل کنند که رسوبات در آن ته‌نشین شوند. نیزار‌ها و علفهای آبزی نیز در کاهش سرعت جریان آب مؤثرند و بمحض اینکه سرعت آب گرفته شد فرصت ته نشینی افزایش می‌یابد. گرچه انباشت بیش از حد رسوبات در تالاب می‌تواند روی کارکرد‌های بیولوژیکی و توان ذخیره‌سازی آبهای سیلابی و تبادل آبهای زیرزمینی تالاب تأثیر گذاشته و آنها را تغییر دهد ولی اگر مواد رسوبی معلّق در بالا دست رودخانه و سرمنشاء آن متوقف و ته نشین شوند کیفیت آب در اکوسیستم‌های پایاب رودخانه حفظ خواهد شد، چون بیشتر مواد سمی نظیر آفت‌کشها بنا به ماهیت خود به مواد معلق می‌چسبند، با ته نشینی مواد رسوبی معلق این سموم نیز ته نشین می‌شوند. ترسیب و نگهداری این رسوبات در تالابهای سرمنشاء رودخانه نه تنها باعث افزایش طول عمر مخازن آبی و کانالهای پایاب رودخانه می‌شود بلکه سبب کاهش هزینه‌های لازم جهت لایروبی رسوبات از سد‌ها و آب‌بندها و نیروگاههای آبی می‌گردد. میزان رسوبات در رودخانه‌هایی که 40 درصد حوزه آنها را تالابها تشکیل می‌دهند 90 درصد کمتر از زمانی است که در حوزه رودخانه تالابی وجود ندارد. تالابهایی که در سطوح شیبدار قرار دارند 80 درصد رسوبات را در خودنگه می‌دارند. در تصویر (10) این کارکرد نشان داده شده است. مثالهای موردی -بازهکشی مردابهای پوشیده از پاپیروس در هولاولی (Hula valley) که به دریاچه‌کینرت در اسرائیل (Kinneret) منتهی می‌شود توان تصفیه مردابها از بین رفته و در نتیجه دلتایی از رسوبات در دریاچه تشکیل شده و میزان کدری و کیفیت آب نیز کاهش یافته است. -مطالعات نشان داده‌اند که فرسایش یک منطقه طبیعی دست نخورده است. میزان خاک حاصل‌از فرسایش یک قطعه زمین زراعی در کوههای مک لینگ فیلیپن 2000 تن در هکتار و در سال برآورد شده است. در حالی که میزان خاک فرسایش یافته از جنگلها در این منطقه تنها 8-2 تن در هکتار و در اسل تخمین زده می‌شود. حفظ و نگهداری مواد غذایی خصوصیات فیزیکی تالابها طوری است که جریان آب را کند کرده و ته‌نشینی رسوبات را تسهیل می‌کند. مواد غذایی اغلب با رسوبات همراه هستند. و با ته‌نشینی رسوبات مواد غذائی نیز ته نشین می‌شوند . منشاء مواد غذایی ممکن است منابع مختلفی باشند ولی عموماً رواناب‌های کشاورزی و پسابهای صنعتی و انسانی منابع اصلی مواد غذایی را تشکیل می‌دهند . وقتی رسوبات ته نشین می‌شوند مواد غذایی ممکن است با رسوبات ته‌نشین شده و یا بوسیله گیاهان تالابی جذب شوند و یا به وسیله فرایند‌های بیوشیمیایی تغییر شکل پیدا کنند. جذب مواد غذایی بوسیله پوشش گیاهی تالابها پاکسازی آب از مواد غذایی را کاملاً تضمین نمی‌کند.‌زیرا مواد غذایی دوباره می‌توانند با پوشیده شدن گیاهان به محیط آب وارد شوند. بهر صورت برداشت بیوماس از تالابها نظیر بهره‌برداری و قطع علفها و جگن‌ها برای استفاده‌های مختلف بنحوی مواد غذایی را از تالابها خارج می‌کند. مواد فسفره و ازته از مهم‌ترین مواد غذایی است که در تالابها انباشته می‌شود یا بوسیله فرایند‌های شیمیائی تغییر پیدا کرده و یا از بین می‌روند. نیتراتها در اثر فرایند دی‌نیتریفیکاسیون از تالابها پاکسازی می‌شوند. باکتریهای داخل خاکهای بی‌هوازی تالابها نیتراتها را به نیتریت و مولکول ازت تبدیل کرده و سپس ازت به آتمسفر وارد می‌شود. فسفاتها می‌‌توانند به یونهای غیرآلی در خاکهای معدنی تالابها بچسبند. علاوه بر این در شرایط احیاء که اکسیژن کافی وجود ندارد مواد غذایی مانند فسفاتها می‌‌توانند در آبهایی که خاک را پوشانده‌اند آزاد شده و سپس از تالاب‌ بخارج صادر شوند. بسیاری از تالابها در تغییر شکل و پاکسازی مواد غذایی نسبت به زیستگاههای خشکی کاراتر هستند. فرایند پاکسازی محیط از مواد غذایی برای جوامع و توسعه پایاب رودخانه‌ها از لحاظ حفظ کیفیت آب بسیار مفید است. مواد غذایی مازاد در دریاچه‌ها ممکن است باعث اتروفیکاسیون یا پُرمایگی دریاچه گردند. دراین فرایند‌، پرمایگی آب سبب رشد بیش از حد گیاهان می‌شود که چندان مطلوب نیست. بعنوان مثال رشد بیش از حد گیاهان باعث مسدود شدن مجاری آب و پوشیده شدن سطح آب دریاچه از گیاهان میکروسکوپی نظیر هیاسین‌آبی (Eichhornia Crassipes) می‌شود. رشد بیش از حد گیاهان میکروسکوپی نظیر جلبکها و فیتوپلانکتونها در دریاچه‌ها و مخازن آبی کیفیت آب را کاهش می‌دهند. زیرا باعث کاهش سطح اکسیژن محلول در آب شده و ماهیان از نظر زیستی در تنگنا قرار می‌گیرند. پرمایگی گاهی باعث رشد بیش از حد جلبکهای آبی و سبز


دسته‌بندی نشده
قیمت: 100 تومان

سایت ما حاوی حجم عظیمی از مقالات دانشگاهی است . فقط بخشی از آن در این صفحه درج شده شما می توانید از گزینه جستجو متن های دیگری از این موضوع را ببینید 

کلمه کلیدی را وارد کنید :

دسته بندی: دسته‌بندی نشده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

دسته‌بندی نشده

-Unlicensed-2 (12848)

بررسی اثر مخارج بهداشتی بر رشد اقتصادی در این مقاله با معرّفی مفهوم جدید سر مایه بهداشتی واستفاده از الگوی گسترش یافته سولو و داده‌های آماری 33 کشور در حال توسعه ،اثر مخارج بهداشتی بر ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

-Unlicensed-2 (12850)

تجزیه و تحلیل سیستم داروخانه ارائه شده به : استاد مهندی حسینی ارائه دهندگان محبوبه دهجوریان اعظم آذادمنش فریبا رمضان نژاد شناخت سیستم مقدمه شناخت به مفهوم بیرون نمایی است.هدف از شناخت در تحلیل و ادامه مطلب…

دسته‌بندی نشده

-Unlicensed-2 (12851)

دانشگاه آزاد اسلامی واحد محلات موضوع: مخفی سازی داده ها استاد مربوطه: جناب آقای محمدرضا لوافی تهیه و تنظیم: مریم محمدی زمستان 87 تکنیک هایی برای پنهان کردن اطلاعات پنهان کردن اطلاعات شکلی از مختصر ادامه مطلب…

background